کد خبر: 6096

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۸/۱۹ - ۱۴:۲۹

ترامپ آمریکا و رویکردهای متفاوت

آذر ارس: با وجود تبلیغات اکثر رسانه های آمریکا مبنی بر پیشتازی خانم کیلینتون در نظرسنجیها این دونالد ترامپ بود که به کاخ سفید راه پیدا کرد.

img20285136گروه بین الملل آذر ارس: انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بخاطر تاثیر گذاری تصمیمات دولتمردان و ورود مستقیم این کشور به بحرانهای بین المللی و تقابل و تعامل با دیگر قدرتهای بین المللی، جز معدود اتفاقاتی ایست که در اکثر کشورها بدقت دنبال میشود.

با وجود تبلیغات اکثر رسانه های آمریکا مبنی بر پیشتازی خانم کیلینتون در نظر سنجیها این دونالد ترامپ بود که به کاخ سفید راه پیدا کرد. این نشان دهنده این است در کشوری مثل آمریکا هم رسانه ها شدیدا در دست جناحها بر اساس منافع قلم میزنند و “رسانه های مستقل” کلمه ترکیبی رویایی بیش نیست.

این انتخابات نشان داد مردم آمریکا در انتخابات با دقت رای میدهند و اسیر تبلیغات رسانه ها نمیشوند و دنباله رو جملات و تبلیغات غیر تحقیقی نیستند. وزن خانم کیلینتون در رسانه ها بسیار سنگین بود اما تمامی زندگی مردم را رسانه ها تشکیل ندادند. بلکه تحلیل و تفکر و پژوهش در نزد مردم آمریکا از وزن بیشتری برخوردار است.

الماس گرانقدر و گمشده جهان طبیعت یعنی” اخلاق” نشان داد هنوز هم مریدانی دارد.
بد اخلاقیهای بی حد حصر تیم انتخاباتی کیلینتون در مورد” روابط شخصی سابق ترامپ” هم نتوانست اخلاق را در سیاست مثله کند و افشا شدن دخالت مستقیم کیلینتون در خاورمیانه و بخصوص در خون غلطیدن مردم سوریه عامل مهم انتخاب بین “بد، بدتر “بود . گرچه ترامپ هم در انتخابات دست روی سیاست کثیف بداخلاقی گذاشت اما بین “بد؛ بدتر” مردم آمریکا در رای گیری کیلنتون را مورد سرزنش بیشتر قرار دادند، “دزد نمیتواند دزد را محاکمه کند”. هنوز بداخلاقیهای شوهر وی در مورد منشهای کاخ سفید از اذهان مردم آمریکا و جهانیان پاک نشده است.!

مهمترین بخش که جهان نظاره گر انتخابات امریکاست گفتمان سیاست خارجی پسا انتخابات میباشد.

سیاست خارجی اوباما “خویشتنداری همراه با مدیریت پیچیده هوشمند” در مدیریت بحرانهای بین المللی و مقابله و تعارض با روسیه و چگونگی مدیریت چین و اتحادیه اروپا و مذاکرات هسته ای ایران و نیز استفاده از سیاست “ابزار وجود” در منطقه خاورمیانه و جنگهای نیابتی گرچه توانست از ورود مستقیم آمریکا و تحمل خسارت مصون بدارد اما در نظر مردم آمریکا “هژمون “در حال سقوط بود و رای به ترامپ نشانگر “بازاندیشی گفتمانی” مردم در سیاست خارجی و بازگشت به سیاستهای هژمونیک دارند. مردم آمریکا تقریبا تمامی نسل حاضر تربیت و رشد یافته اندیشه “آمریکای برتر “هستند و نشان دادند هر فردی یا اندیشه ای که در پی احیای آن است در نزدشان مقدم تر میباشد.

شاید عده ای رفتارها و سخنان ترامپ را عوام گرایی فرض کنیم اما باید بین عوام گرایی و واقعیت فرق قایل شویم. آمریکای صاحب علم و تکنولوژی و با داشتن دانشگاههای بیشمار برتر دنیا قطعا این فرقها را متوجه هستند و کلمه عوامگرایی در آمریکا رایی ندارد. رای به ترامپ نشان داد مردم آمریکا نه تنها به عوامگرایی رای ندادند بلکه به یک واقعیت رای دادند. عوامگرایی ترامپ یک تبلیغ ساختگی رسانه های در دست دموکراتها بود که نتوانست مردم را اقناع کند.

حال مهمترین بحث پسا انتخابات سیاستهای دولت ترامپ در خاورمیانه میباشد که باید صبر کنیم گرچه میتوان پیش بینی کرد که از حالت خویشتنداری اوباما خارج خواهند شد و به سیاستهای تک جانبه گرایی روسیه واکنش شدیدی نشان خواهند داد.
ادعای روسها مبنی بر اینکه ترامپ از اوباما بهتر است را باید یک جنگ روانی قبل انتخاباتی روسها بدانیم تا با این کار زمینه پیروزی کیلنتون مهیا شود. روسها و پوتین بهتر میداند مردم امریکا روسها را “اصلی ترین رقیب در نظام بین الملل”در توازنات بین المللی و منطقه ای میدانند وسعی بر این بود که با گرایش به ترامپ و فریب مردم از رایهای ترامپ بکاهند. در هر حال روسها با سیاستهای خویشتنداری اوباما بهتر در منطقه و نظام بین الملل “جولان” میدادند و شاید “بازاندیشی گفتمانی” ترامپ این موقعیت را از آنها سلب کند. “فریب و پالاتیک انتخاباتی ” را در دستور کار قرار دادند تا با تعریف تمجید از ترامپ بتوانند از میزان محبوبیت وی بکاهند.
اما مردم آمریکا فریب روسها و پوتین را نخوردند و با رای به ترامپ بدنبال محدود کردن قدرت روسها در “مرزهای سرزمینی خویش” خواهند بود.

در مورد ایران به نظر میرسد دوباره سیاستهای “مهار همراه با فشار “در برنامه دستگاه سیاست خارجی آمریکا” بولد” شود اما تا اتمام بحران سوریه نمیتوان در مورد چگونگی مواجهه با ایران نظرداد. گرچه جمهوری اسلامی ایران از یک دستگاه سیاست خارجی آکادمیک و قوی و هوشمند برخوردار است که به همین سادگی اسیر برنامه های غیر قابل پیش بینی آمریکا نخواهد شد.

اروپا قطعا از وجود ترامپ خشمگین خواهد بود. تغییر در سیاستهای خارجی امریکا قطعا نقش اروپا در میانجیگری و حل مسایل بین المللی را کمرنگ خواهد کرد.

یادداشت از: سعید رنجدوست، دکتری روابط بین الملل

ارسال دیدگاه